الملا فتح الله الكاشاني
50
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بسوزد * ( جُلُودُهُمْ ) * پوستهاى ايشان به آتش * ( بَدَّلْناهُمْ ) * بدل كنيم براى ايشان * ( جُلُوداً غَيْرَها ) * پوستهاى آنچه پخته و سوخته نشده به اين وجه كه آن جلود سوخته را عود كنيم بر صورت ديگر كقولك بدلت الخاتم قرطا و يا آنكه زايل سازيم از آن اثر احراق را تا آنكه عود كند احساس سوختن آن كما قال * ( لِيَذُوقُوا الْعَذابَ ) * تا بچشند عذاب را يعنى تا چشيدن عذاب دائمى باشد و گويند حق تعالى بجاى جلود سوخته جلود ديگر بيافريند و عذاب در حقيقت بر ان نفس عاصيه است كه مدركست نه براى آلت آن چه جلود اعتبار ندارد پس كسى را نرسد كه گويد كه از جلد مجدد ذنبى صادر نشده پس چگونه مستحق عذاب شود و بنا بر قول اول تبديل وصفست نه تبديل عين و بر اين قول تبديل عين است نه صفت و اين تبديل در هر ساعت صد بار باشد و از حسن بصرى منقولست كه در شبانه روزى هفتاد هزار بار واقع شود از عبد اللَّه عباس مرويست كه مردى اين آيه نزد عمر خطاب خواند گفت اعاده كن وى تكرار نمود معاذ جبل گفت كه تفسير اين آيه نزد من است عمر گفت بيان كن معاذ گفت در يك ساعت صد بار پوست ايشان بدل كنند عمر گفت من از رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله نيز چنين شنيدم فضيل عياض گفته كه آتش ايشان را روزى صد بار بخورد و مجاهد فرموده كه ميان پوست كافر و گوشتش كر مىباشد كه آن را جبله خوانند و بانگى كند چون بانك حمار ابو هريره گفت از رسول صلَّى اللَّه عليه و آله شنيدم كه سطبرى پوست كافر چهل و دو گز باشد و گويند مراد تبديل سراويل است كه حق تعالى فرموده سَرابِيلُهُمْ مِنْ قَطِرانٍ و تسميه سرابيل بجلود بنا بر مجاورت است به جهت لزوم آن بجلود و اين قول موجب ترك ظاهر است به غير دليل * ( إِنَّ اللَّه كانَ ) * بدرستى كه خدا هست * ( عَزِيزاً ) * غالب كه كسى او را از تعذيب كفار منع نتواند كرد * ( حَكِيماً ) * دانا بعقوبت دوزخيان بر وجه حكمت و بعد از وعيد كفار در وعد ابرار ميفرمايد كه * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا ) * و آنان كه گرويدهاند به خدا و رسول صلَّى الله عليه و آله * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و بجا آوردهاند طاعتها بر وفق فرمان حق * ( سَنُدْخِلُهُمْ ) * زود باشد كه درآريم ايشان را * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي ) * ببوستانهايى كه ميرود * ( مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * زير درختان يا در تحت مساكن از جويها * ( خالِدِينَ فِيها ) * در حالتى كه جاويد باشند آن مؤمنان در آن * ( أَبَداً ) * هميشه اين براى تأكيد خلود است يعنى زمانى كه آن را آخر نباشد بدانكه تقديم ذكر كفار و وعيد ايشان بر ذكر مؤمنان و وعدهء ايشان به جهت آن است كه كلام در ذكر مؤمنان بالعرض است و ذكر سوف در اول و ذكر سين در ثانى به جهت اعتناى او سبحانه است بدخول اهل ايمان در جنان